|
|
|
!...خواهشا گربه های دم بخت تبلیغ راه نندازن . لطفا بیرون...! |
|
سلام خوبین ؟؟ در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده ۱ـ روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آب است ۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتوانید فانوس هم روشن کنید ۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه ۴ـ روش تیپ زدن : این روش به دلیل مسائل اخلاقی سانسور شده است پیام بازرگانی : دختر باید بره خودشو بکنه زیره گل این روزا که شوهر گیر نمیاد مگه اینکه شانس بیاره ۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدید و بعد ترک تحصیل کنید ۶ ـروش مایه داری : با دوستان توی انواع نتیجه گیری : سعی کنید همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشید ۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی نتیجه گیری : التماس دعا خواهر ۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری نتیجه گیری : می توانید روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزید ۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنید نتیجه گیری کلی : اگه هیچ کدوم از این راه حل ها عمل نکرد.........خودکشی بهترین راه حله
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی دلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم خیلی وقت بود که اپ نکرده بودم ... دیگه الانارو وقتش دیدم بازم یه خورده سرکوفت بزنم به این تا چشم جن رو دوور میبینن باز زهر دار میشن ! توضیحات درباره ی عکس ! : ۱) دخترا فقط به درد همین کار میخورن ! ۲) گوش کردن به هر حرفی در هر شرایطی !
خوب حالا میخوام از اسم > رفتارم > مطالبام یه خورده واستون بگم تا نیمه ی خالیه دیگه لیوانم پر کنم ! اسمم جنه حالا نوع رفتارم رو واستون از ابهام در بیارم ! **این فکریه که ۹۹٪ شما در مورد من میکنید ! حالا درباره ی مطالبمم یه کوچولو موچولو توضیح بدم ! ***اینم جواب کسایی که نخورده میگن شوره !***
BF یا همون بستنی فالوده که اونهارو به اسم ضعیفه کش نیز نامگذاری کردیم شباهت جالبی با جونده ی ادامس دارن . نه از نظر شیرینی و رنگ بو و رفیق همراه بودن نه ه ه ه ه ه ه ه ه ه .اشتباه نکنین. وقتی ۱۸ سالشون میشه خط های به هم ریختشون رو درست میکنن که لازم به مرتب کردن نیست !اون موقع باید مارک و طعم رو عوض کنی ! تا بوی دهانت عوض بشه تا ۴نفر دیگه هم وسوسه بشن !(پسر هم یاد میگیره که باید واسه بیرون رفتن تغییر لباس انچنانی بده ! و مارک لباساشو همراه با عطرش عوض کنه و مدل مویی بزنه که به سقف ماشین گیر کنه!!!.) و بلاخره یه جونده میره ادامسرو میخره (یه دختر رو به تور میزنن واسه اوقات فراغت) حالا دیگه مزه ادامس از بین رفته !هیچکس یه ادامس بیمزه رو دوبار استفاده نمیکنه ! پس میره تا یه ادامس دیگه بخره ! خوب دیگه داستان شما ضعیفه کش ها هم همینه یه روز از ادامس خسته میشین (ولی جدیدش رو تجربه میکنید) دیدید که جن هم از طرف دخترا میتونه حرفشو ثابت کنه هم از طرف پسرا ! میخوام از همین جا همشون رو شکه کنم ! اول از داداشم شورع کنم ! الان شده ۱۳ سالش ! انشا الله که ۹۸۷۶۵۴۳۲۱ سال عمر کنه دوم میرسیم به نصفم(رفیقی که چیزی نیست از من ندونه) داش خودمی ! تولدت مبارک ! خیلی دوست دارم سوم میرسیم به خانوم نصفم ! ابجی تولدت مبارک و در اخر تبریک میگم به کسی همیشه ارومم کرده ! ((اقایون و خانوما من زن ندارم جن
راستی رفیقام جونم از اون گلای خوشگلی که همش به این کلبه ی کوچولو سر میزنن و قدم روی چشمای من میزارن ممنونم الان خیلی دوست دارم نام ببرم اما میترسم یکی از قلم بیفته و شر منده بشم. دخترا((جونورا)) تا دلشون میخواد خودشون رو خالی کنن اگه دختری تو نظرات یه خورده توهین کرد من جوابش رو تو وب خودش میدم
MY
Gf یا همون گوجه فرنگی که اونهارو به اسم ضعیفه نیز نامگذاری کردن شباهت جالبی با کتاب دارن. نه از نظر علم و اطلاعات و رفیق همراه بودن نه ه ه ه ه ه ه ه ه ه .اشتباه نکنین. وقتی 18 سالشون میشه چند سطر به هم ریخته ان که باید مرتبشون کنی.حاشیه گذاری کنی و عکسهای رنگی بذاری با یه جلد توپ و خفن که یه خریدار پیدا بشه و بخرش کتابتو!!! ( دختر 18 ساله هم یاد میگیره کلی آرایش کنه با یه مدل موی عجیب و غریب و یه لباس خفن هم بپوشه که ترجیحا 60% بدنش لخت بمونه و جاهای دیگه لباسش هم در حال انفجار باشه تا نظر چند تا پسرو جلب کنه!!!). و خوب بالاخره یه خواننده میخره کتابرو.(یه پسرو خر میکنن تا باهاشون دوست شه). خوب دیگه داستان شما ضعیفه ها همینه همتون یه روز میرسین به صفحه ی آخر و تموم میشین. من همیشه گفتم که سربهسر من نزارید بد میبینید ! حالا این گندتونم جمع کنید ! این یکی هیچکی به صورت کتاب ازش استفاده نکرده و بوی ترشی به خودش گرفته
سلام ! اینجاس که ثابت میشه دخترا واسه پسرا جون میدن ادامه داستان : فردای اون روز و سکینه جون یه تصمیم جالب گرفت ((مگه دخترا هم بلدن بقیشو بعدا میگم که قراره دعوا بشه خوب اینم از اسرار زیاد دوستان ! بای
هرسال این روز بهترین روز زندگی منه خوب دیگه تولد که اینطوریا نیست ! مهمونی هست و............................ خیلی خیلی همتون رو دوست دارم
سلام به همه ی دوستای خوبم !
اره اینم از دخترای امروزی حالا میخوام عقده ای بودنشونم ثابت کنم این دختر قطعا توسط پسرا ضایع شده که اینجا اینقدر عقده ای بازی دراورده . چون یه دختر نباید خال کوبی کنه این حرف من نیست این حرفه تمام پسراس . دلیل خالکوبی: این دختر یا به قوله خودم از پسرا ضد حال خورده خواسته بگه منم میتونم یا خواسته با این کارش جلبه توجه کنه
این عین درددل مریمه که من هم به درخواستش احترام میذارم و اینجا به نمایش میذارم.شاید که درسی باشه برای همه دخترهای مغرور و پروانه های سمی!شکلکها تفسیر خودمه!
.... چون این وبلاگو دیدم خواستم براتون از بی رحمی بعضی از پسرها یک داستان بنویسم . البته من نمی گم همه پسرا بد هستند اما یکی از اونا خیلی در حق من نامردی کرد . .... شاید الان همتون بگین که دیدی ما گفتیم پسرا خیلی بدن! اما این نیمه خالی لیوانه.شما نیمه پرش را هم ببینید! به نظر شما: سزای کسی که اولین سلام را بدون هیچ اعتراضی جواب بده چیه؟ سزای کسی که بعد از دو روز آشنایی با یه غریبه عاشقش بشه چیه؟ سزای کسی که با دو تا کلمه عاشقونه حاضر بشه بره اونور شهر تو یه خونه خالی به نظر شما چیه؟ اصلا سزای دختری که به هر کس و ناکسی اعتماد کنه چیه؟ تازه این داستان حرفجن را کاملا مبنی بر نیاز دختران به پسرها را مشخص می کنه! آدمهای متفاوت:برداشتهای مختلف! منتظر شنیدن برداشتها و نظراتتون هستم!
مذکر بودن امتیازی برتر۲ زیرا : سوختین؟
خوب داشتیم میگفتیم این دختر داستان ما قرار بود یک اسم روش گذاشته بشه ! که این کار صورت گرفت ادامه داستان : خوب این سکینه جون بعد از اینکه رفت یه عالمه سیدی و کتاب کامپیوتر و اینترنت خرید تا یکم با دنیای ماورا اشنا بشه ((فراموش نکنیم خیلی به بابایی ضرر زد)) وقتش رو بیشتر گذاشت رویه کار کردن با سیدیها .....! و زمان پسر بازی کمتر شد ... ! این داستان ادامه دارد ......... ! خسته شدم بابا پدر بزرگ انگاشتم درووومدن ...... ادامه ی داستان رو بعدا مینویسم پ.ن : هیچ دختری حاظر نیست که اشتباهاتش رو قبول کنه این بود حرفای جن
ادامه : این دخترما با اضافه کردن وقت دوست پسر یابی نتونست کار زیادی بکنه...فقط تونست دو یا سه تا متلک باحال نوش جان کنه.....البته ایشون بخاطر همون 3 تا متلک شب خوابش نبرد....خیلی خوشحال بود......
بلاخره یه روزی یه آقاپسری با این خانوم شماره میده...اولش باورش نمیشد که این شماره .....خیلی دوست داشت یه روزی شماره بگیره..آخه دوستاش وقتی تعریف میکردن براش که اون پسر یا این پسر به ما شماره داده این دختر ما تو ذهنش اون روز تصور میکرد....حتی اگه به کسی نگین یه شب هم خواب دیده بود که شماره گرفته.....حالا معلوم نبود این پسر خل و چل ما چرا شماره به ایشون داده بود(( البته قیافه این دختر خانوم خیلی هم زشت نبودا.....تنها چیزی که ایشون داشتن یه هیکل نسبتا خوب که تنها نقطه روشن در زندگی ایشون بود...خوبم به هیکلش میرسیداااا)) شاید هم این آقا پسر گل ما از هیکل این خانوم خوشش اومده بود.......بگذریم بریم به ادامه داستان......... خب دختره برگشت که شماره رو بگیره....چشاش چهار تا بود.. بیچاره دختره اینگار دنیا که رو سرش خراب بود خراب تر شد.......شماره رو نگرفت و رفت........ رفت جند تا کتاب یا سی دی آموزش کامپیوتر و اینترنت گرفت تا بیاد بشینه ه ه ه سر جاش ش ش ش بره شاید از این دنیای تکنولوژِی بتونه یه نفر پیدا کنه.......
این داستان ادامه دارد......
حالا حالا ها تموم نمیشه...لطفا عجله بی عجله........(تازه میخواد بره اینترنت.....ببینید در اینترنت چه به روزش میاد.....؟؟؟)
اولا که پیشنهاد بدین اسم این دختره رو چی بزارم؟؟
دوما الان میشه گفت ما دو دسته بازدیدکننده داریم.... یه دسته که همون دخترهای با منطقن که دوست دارن من جدی بنویسم و منطقی جوابمو میدن ... یه دسته هم دختر های بی منطق یا به قول ما .....که سرنوشتشون بگی نگی شبیه این دختر قصه واقعی ما هم هست...
من جدا نمیدونم چه جوری بنویسم.....
من با آدم منطقی ، منطقی برخورد میکنم..... با آدم بی منطق ، مثل خودش...
میدونم شاید بگی این حرف ها کجاش منطقیه....اما اگه اون مسایل شوخی رو ازش جدا کنید ...میفهمید که حد اقل یه کمش درسته....
بای تا های
اینم ادامه داستان :
خب رسیدیم به جایی که خانوم بلد نبودن با کامپیوتر کار کنن باید بگم در جواب سوال ها که این خانوم ما برای اینکه یکی از دختر خاله ها رفته بود یه سیستم توپ خریده بود ایشونم باید کامپیوتر داشت تا در برابر دختر خاله کم نیاره ایشون تصمیم گرفتن که برن کلاس کامپیوتر تا شاید یاد گرفتن .... به مامان و باباش گفت و اونها از این تصمیم دخترشون خوشحال شدن....گفتن شما برو یه آموزشگاه خوب پیدا کن بعدش ثبت نام کن......بابا خوب هم همونجا پول کلاس ها رو داد به دختر گلش.. خانوم پول گرفت.... فرداش رفت بیرون تا بره یه آموزشگاه ثبت نام کنه.....ولی ...... توی راه یه فکری زد به سرش.... رفت توی مغازه آرایشی ..... خریدشون کردن....بعدشم رفتن برای خودشون یه لباس هم خریدن..... خلاصه پول کلاس کامل خرج کرد رفتش خونه ...اول نگاه کرد ببینه مامان هست یا نه تا بتونه لباس های خریده رو یواشکی ببره تو اتاقش.... به مامان گفت که ثبت نامم تموم شد و از فردا ساعت 6:30 کلاس دارم.....مامانم گفت موفق باشی..... بیچاره مامانه ... البته اونم جوان بود حتما از این کارها میکرد........ از فردا خانوم یک ساعت ونیم به برنامه خیابون گردی و دوست پسر پیدا کنیش اضافه شده بود.....
ادامه دارداااا ... ...سرنوشت این دختر خیلی با حاله....خیلی ...گناهم داره....دلم براش بازم سوخت....به 125 زنگ زدم...زحمت نکش
بازم خسته شدم .... باشه برای بعد.....بضی ها کچلم کردن که چرا آپ نمیکنی....؟
امروز میخوام براتون یه داستان قشنگ بگم :
یه دختری بود .. یه دختری نبود (اون روز نزدیکه ) یه دختر خانومی بود ..این دختر خانوم همیشه برای دو موضوع ناراحت بود ....1 -.بیچاره همیشه برای لباس و کیف و کفش مشکل داشت...... آخه دوست نداشت پیش دختر خاله و دختر عمه و دختر عمو و.... کم بیاره....ولی همیشه کم میاورد.... 2- هیچ پسری اون تحویل نمیگرفت.. هر کاری که بگید میکرد تا شاید بتونه از یه پسره گل شماره تلفن بگیره.....باورتون نمیشه توی خیابون جلوی ماشین پسرها رو میگرفت بعد ازشون خواهش میکرد آخی دلم کباب شد براش.... خلاصه این دختر دید که تو کوچه و بازار نمیتونه مخ هیج پسری رو بزنه .... نشست یک هفته فکر کرد....(میدونید چرا یه هفته؟؟؟؟ چون که مغز دخترها اندازه نخود...البته بعضی موقع ها هم مخصوصا برای تیغ زدن پسرها خوب عقلشون کار میکنه) ....... فهمید بهترین روش اینترنت و چت با پسرهاست...آخه تو اینترنت که پسره نمیتونه همون اول قیافه زشتشو ببیننه.....پس تصمیم گرفت که به اینترنت وصل بشه.....یه دفعه یادش اومد من که از کامپیوتر فقط روشن کردنشو بلدم
ادامه داستان برای دفعه بعد دیگه خسته شدم......
مذکر بودن امتیازی برتر زیرا راستی در مورد بعضی از نظراتم باید بگم : کاملا طبیعیه که شما ها (ضعیفه ها) اینجوری برخورد کنید. ما هام که ... هم نیست... خودتون بگید کدومش دروغ بوده؟؟؟!!!!
************* حالا فهمیدی که چرا البرادعی با اینکه دکتره تو آژانس کار میکنه؟ به خاطر اینکه سهمیه بنزین آژانس ها 450لیتر در ماهه! ************* پس از سهمیه بندی بنزین از سوی دولت طیف وسیعی از تركها ، لرها ، قزوینیها و رشتیهای با غیرت طی نامه ای از احمدی نژاد تشكر كردند كه علت آن نیز كاهش آمار جوكهای مربوط به این دسته از هموطنان اعلام شده است ************* ادامه ی جکها در ادامه مطالب...!
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 9:8 توسط جن
تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم تركه ميخوره زمين، هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره ميخواستن الهي قمشهاي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن عربه شرت خارجي ميپوشه، از پشت احساس غربت ميكنه پرگاره بدمستي ميكنه، مستطيل ميكشه .... ادامه جکها در ادامه مطالب...!
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 19:14 توسط جن
دخترا هم جدیدا دم در آوردن و بالاخره بعد از یه پوست اندازی درست و حسابی از وبلاگ های عاشقانه کشیدن بیرون خوب این کارشون دلیل زیاد داره مهمترینش هم مقابله به مثله!!!!!!!!! البته نمی دونم چرا یهو همشون مادر بزرگ شدن بر فرض محال اگه یه دختری ۱ ماه از من بزرگتره پس باید بدونه که ۳ سال پیش ترشیده ۱-باید بشینه خونه و منتظره خواستگار باشه( اگه بیاد) ۲-بچه تر از این حرفاست در هر دو حالت اگه باهاشون کل کل کنی و روشونو کم کنی پس فردا پشت سرت ۴۰۰ تا حرف درست می کنن که با بچه در افتاد
پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید فطر را به حضور تمام شما عزیزان تبریک عرض می کنیم و امیدواریم ماه مبارک رمضان و همچنین عید سعید فطر بر تمامی شما مبارک باشد. در ادامه چند اس ام اس عید فطر را تقدیم شما می کنیم. آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه …تونستی؟… قربانت : حامد هادیان!!!!!!!!!! خوش باش که ایام صفا می آید عید سعید فطر بر شما مبارک باد به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, عید فطر به تعویق افتاده و ماه رمضان تا یک ماه دیگر تمدید گردید!
همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم… چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه…
خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم… یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟
استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان
و صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت…
این روزها به دلیل افزایش روز افزون تعداد دختران و نایاب شدن پسران بطوریکه برای هر پسر بطور متوسط ۷ دختر ترشیده و غیر ترشیده وجود داره قصه ی آنتی بوی ها هم خواندنیست دخترانی که در کف پسران قندعسل مانده و از بی شوهری و بی محلی به نت پناه آورده اند و برای خوار نکردن خود خویش را آنتی معرفی می کنن که جلب توجه کنند در این ضمینه قصه ی گفتگوی دختری با مادرش از عدم تمایل به شوهر کردن خواندنیست دختری به مادرش گفتا شوی کردن یقین که دردسریست گرچه من شوهر نمی خواهم ولی پسر عمویم عجب پسریست آنتی بوی هم آنتی بوی های قدیم
کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء ميكنند انسانهاي منطقي هستند
بعضى از خانمها بهشون برخورده گفتن چرا بد خانمها رو ميگين چرا از خوبيهاشون نميگين حالا ميخوام كمى از خوبيهاشون بگيم اول خانم دختراااا؟؟؟ يه سوال ؟؟؟ اگه اين دخترااا نبودن ......؟؟ اگه دخترا نبودن كى مامانا رو دق مى داد ؟ اگه دخترا نبودن كى خونه رو مى كرد باغ وحش ؟ اگه دخترا نبودن تو دانشگاه استاد كيو ضايع مى كرد ؟ اگه دخترا نبودن پسرا به چى مى خنديدن ؟ اگه دخترا نبودن پسرا كيو سر كار مى ذاشتن ؟ اگه دخترا نبودن پسرا كيو تيغ مى زدن ؟ اگه دخترا نبودن كى تو كلاس مى رفت گچ مى ياورد ؟ اگه دخترا نبودن كى اشغالا رو مى ذاشت جلوى در ؟ اگه دخترا نبودن كى نمره هاش هميشه تك بود ؟ اگه دخترا نبودن پسرا اوقات فراغت نداشتن ؟ اگه دخترا نبودن من تو اين پست چى مينوشتم ....... میدونم شاید این پست جای دیگه ای هم خونده باشید ولی به بزرگی خودتون ببخشید.......
تا حالا به رابطه ی ۲تا چشم دقت کردی ؟؟ با هم باز میشن با هم بسته میشن با هم میخندن- با هم گریه میکنن با هم میچرخن ! دوستی یعنی این!!!!. تا حالا دقت کردی این ۲چشم زمانی که یه دختر جلوشون ظاهر میشه یکیشون بسته میشه یکیشون باز میمونه(چشمک)
نتيجه گيري اخلاقي : دختر حتي بهترين و محکم ترين روابط دوستي رو به هم به هم ميزنه
ای دختر پوچ زودتر ز ذهنمان کن کوچ
اینجا جای جاهلان و بی خردان نباشد گیریم گر جای هم باشد خانوم جون رزرو هست جای شما نباشد برو باش فکر چاره برای اون کیف و کفشٍ پاره که جلوی ما پسرها کمتر شوی ضایییییییییع تیکه رو حال کردی چه باهاله برو دختر نبودت تهِ حاله یک روزم باهات محاله برو گم شو این رسم روزگاره زندگی با تو معنا نداره افسردگیت 100 اسب بخاره برو باش فکر چاره نکن از پسرها گلایه....
بازم سلام خدمت پسر گلا اينم اولين مطلب من که هدف خلق دخترهارو به شما ميگه و کاملاواقعي هست
اصول صحبت دخترانه
9- براي کسب موفقيت احتماعي دانستن صحيح اين روابط و قواعد بسيار ضروري است.
جوانان مجرد حتما قبل از ازدواج این مطلب را بخوانند و به دوستانشان معرفی کنند
تصور اینکه در شب اول عروسی،دامادی با دختر نبودن زنش قبل از ازدواج مواجه شود بسیار سخت و غیر قابل تصور است . حال رویکرد داماد از یک سو و فشارهای روانی که مسلما تبعات بدتری را در پیش خواهد داشت سویی دیگرو تکثر این مساله در کشور موجب شده که حتی از این عمل زشت و ناپسند لطیفه هایی بسازند که نمونه آن در فیلم طلای سرخ ساخته جعفرپناهی دیده می شود. در قسمتی از فیلم یکی از سوژه های فیلم در جایی می گوید" دامادی در شب اول عروسی با دختر نبودن زنش در قبل از ازدواج روبه رو می شود،یعنی خانمه قبل از ازدواج ....بوده و از آنجایی که خرج زیادی برای عروسی کرده بود و نخواست شهره عام و خاص شود مساله را نادیده می گیرد . صبح با صدای جیغ زنش بیدار می شود که از اتاق دیگری صدای جیغش شنیده می شد وقتی داماد به اتاق دیگر می رود و علت را جویا می شود مادرش به او می گوید: داریم گوش عروس را سوراخ می کنیم (برای گوشواره)که داماد هم در دلش می گوید چیزی که باید قبلا سوراخ می شد الان دارد سوراخ می شود و چیزی را که باید دیشب سوراخ.می شد قبلا سوراخ.شده است ..." تکثر و اشباع این پدیده در عروس و داماد ها موجب شد تا طرح بسیار جالبی در دوران خاتمی ارائه شود که طی آن خانواده های مرد،می بایست قبل از ازدواج پسرهایشان از سالم بودن جسمی (جنسی) دخترها از طریق آزمایش های بیمارستانی انجام می شد اطمینان حاصل کنند اما این طرح متاسفانه با مخالفت عناصر کثیف و فاسد دولت خاتمی و مدیران زن فاسد آن مواجه شد . و به جای آن در دوران دولت فاسد خاتمی کلینک هایی که عناصر تناسلی لکاته ها و دختر نما ها را عمل می کردند و به وضع عادی بر می گرداندند زیاد شد . این طرح که با مخالفت دختران مواجه شد طبق آخرین اخبار از سایتها و وبلاگها ی موثق؛ با حمایت این کلینیک ها به چند برابر مشابه قبل افزایش یافته است. این در حالیست که بسیاری از نیروهای ارزشی کشور دل به دولت احمدی نژاد بسته اند تا این طرح را قطعی و قابل اجرا کند. طی تحقیقات گروه پژوهش وبلاگ ما گفت و گویی با بسیاری از این افراد که چه در شرف جدایی و چه کسانی که اجرا کرده بودند از طریق دادگاه ها و چه نظر سنجی در چت روم ها انجام دادیم که دلایل طلاق از این گونه دختر ها و دلایل زندگی مجدد با آنها گفته شده است: علی(م) یکی از کارگران شهر تهران است او را در یکی از شعبات دادگاه و به دنبال پیگیری پرونده طلاقش پیدا کردیم علی 5 ماه بیشتر با زنش ازدواج نکرده بود که به این تصمیم دست یافت.البته باید گفت که مساله دختر نبودن زنش قیل از ازدواج تنها دلیل جدایی از او بوده است او می گوید: پس از شب اول هیچ گاه به او اعتماد نکردم چون دروغ گو بود اما بعد به او اعتماد کردم و بسیاری از کارها را به او محول کردم به طوری که روز می رفتم و شب بر می گشتم علی همچنین گفت: برای اینکه مشکلات اقتصادی نداشته باشیم تمام تلاشم را کردم و هیچ موقع با این مشکل رو برو نبودیم و هر چیز زنم می خواست برایش می خریدم حتی اگر پولم هم کم بود قرض می کردم . اما یک روز به خاطر تعطیلی خانه ماندم و متوجه تلفن های مشکوک شدم و فردای آن روز را به تعقیب زنم پرداختم که متوجه روابط پنهانی جنسی او با یک مرد دیگر شدم.علی در نصیحتی به جوانان گفت :اگر شب اول با این مساله رو به رو شدید به نظر من یک روز بی آبرویی بهتر از یک عمر بی آبرویی است. مهرشاد مدیر یکی از خدمات کانمپیوتری نیز می گوید زنم از طبقه مرفع جامعه بود و دائم در مهمانی با خویشاوندانش بود .پس از شب اول که متوجه شدم فبلا کارهای جنسی انجام داده ناراحت شدم اما چیزی نگفتم ، طوری که کاملا هویدا بود که از چه چیز ناراحتم اما او اصلا خجالت نمی کشید و انجام فعالت جنسی برایش خیلی عادی بود.مهرشاد گفت: بعد از مدتی متوجه شدم ظهر ها قبل از رفتن به حمام بوی تنش ، بوی انسان دیگری می دهد و در این مواقع تمایل فعالیت های جنسی را با من ندارد برای همین متوجه اعمال جنسی او با فامیل هایش شدم مهر شاد که خواهان سریع جدایی از او بود گفت:برای او همه چیز عادی است و همین فردا برای طلاق می آید و بدون هیچ احساسی جدا می شود و تنها من بدبخت باید همه چیزم را برای دادن مهریه به او بفروشم. در چت روم ها نیز عده ای از جوانان که با این مشکل رو به رو شده بودند به بیان حالات و رویکرد شان پرداختند.رضا گفت من پس از برخورد با دختر نبودن زنم در شب اول عقد کنان این عمل را به او گفتم و او فقط ذگریه کرد و چیزی نگفت و از همان شب اول به او گفتم که در صورت اقدامات جنسی من با دیگران نباید دخالت و مخالفت کند و او باید پایبند باشد و گرنه همه چیز را به پدر و مادرش می گوید. رضا گفت اگر مشکلات مهریه نبود او را تا امروز طلاق داده بودم چون پس از شب اول از او متنفر شدم ولی خب من دیگر با او همبستر نمی شوم و فقط همدیگر را تحمل می کنیم. کیومرث نیز گفت: من شب اول این عمل را بهدلیل اینکه عاشق زنم بودم نادیده گرفتم ولی هیچ وقت به او پس از آن شب اعتماد نکردم و تا جایی که بتوانم به او خیانت می کنم. کیومرث در پاسخ به این سوال که چرا طلاق نمی گیری گفت: او خیال می کند که ما مشکلی نداریم و من متوجه دختر نبودنش قبل از ازدواج نشدم و از سویی دیگر اگر این دلیل طلاق من از او باشد خجالت می کشم در روی برادران ، دوستان و همسایگانم نگاه کنم.
برگرفته از kafka12.blogfa.com
خانوم ها در سن هیجده تا بیست و یک سالگی مانند آفریقا یا استرالیا هستند: نیمه کشف شده , وحشی , با زیبایی های افسون کننده ی طبیعی.
|